ساقی
"تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی
لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی
نو بهار است و گل و سبزه و ما عمر عزیز
می گذاریم به غفلت مگذار ای ساقی
موسم گل نبود توبه ی عشاق درست
توبه یعنی چه؟ بیار باده بیار ای ساقی
شاهد و باغ و گل و مل همه خوبند ولی
یار خوش خوشتر از این هر سه چهار ای ساقی
تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی
لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی "

خدا رحمت کند مرحوم هایده را ...
" عشق اگه روز ازل در دل دیوانه نبود
تا ابد زیر فلک ناله ی مستانه نبود
نرگس ساقی اگه مستی صد جام نداشت
سر هر کوی و گذر این همه میخانه نبود
من و جام می ودل ُنقش تو در باده ی ناب
خلوتی بود که در آن خلوت بیگانه نبود..."

لحظه ها وثانیه ها می گذرند و ما در غفلتیم ... کاش می فهمیدم معنی این جمله را .. کاش می فهمیدم گذر عمر را ! حیف .. که باز هم نمی فهم .. باز هم درک نمی کنم ...
چندین ساعت بیشتر نمانده تا یکسال بزرگترشویم ، یکسال پیرتر شویم ، یکسال تنهاتر شویم ، یکسال ... یکسال ...
انگار همین دیروز بود که فرا رسیدن سال ۱۳۸۷ رو به همه تبریک گفتیم .. ولی دیدید ۱۳۸۷ چه زود کهنه شد ... عدد ۱۳۸۸ زودتر از انچه فکر میکنیم کهنه خواهد شد . ایام میگذرند و گرد و غبار فراموشی بر روی آلبوم عکس سیاه سفید حقیرمان می نشیند ... به امید آن روزی که دوباره کنار هم بنشنیم و گرد و غبار عکس های دوران گذشته را با همدیگر پاک کنیم...
دوستان غفلت نکنید .. چرخ روزگار هر روز سرعت بیشتری می گیرد . کاش قدر هم دیگر را بیشتر بدانیم ، هر چند که باز هم معنای عمیق این جمله را نمی فهمم .. ولی گفتنش به نگفتنش می ارزد.
" نرم نرمک می رسد اینک بهار ، خوش به حال روزگار.."
عید باستانی بر همه ی عزیزان مبارک ...

" بایرامیدی ، گئجه قوشی اوخوردی
آدخلی قیز،بیگجورابین توخوردی
هرکس شالین بیر باجادان سوخوردی
آی نه گوزل قایدادی شال سالاماق
بیگ شالینا بایراملیغین باغلاماق !
شال یستدسم منده ائوده آغلادیم
بیر شال آلیب ، تئز بلیمه باغلادیم
غلام گیله گاشدیم ، شالی سالادیم
فاطما خلا منه جوراب باغلادی
خان ننمی یادا سالیب آغلادی"











