تیک تيک ساعت...

آخرین ثانیه های سالو داره میشماره! منتظره تا فقط چند ساعت دیگه رو تحمل کنه! واسه تازه شدن... واسه به آغوش کشیدن بهار...

ماهی کوچیک سفره هفت سین تو تنگ کوچیک و تنگش دلتنگ چهره هایی نشسته که به انتظار بهار لحظه ها رو میشمرن!

نوروز... هیچ وقت تا این حد به این کلمه دقیق نشده بودم: "نو روز"
بعضی باورها و سنت ها هستن که اون قدر شیرین و با معنی هستن که بنا به اصالتمون و شاید بدون اینکه توجهی به چراییشون بکنیم ازشون پیروی میکنیم!

وقتی که چند نفری خاضعانه و با اشتیاق تمام و با همه ی روراستیشون پای یه سفره میشینن  حتما طبیعت یا بهتره بگم حقیقت هستی ندای دلشونو میشنوه!

 

سر اون سفره یادمون باشه...
امسال قراره بهترین و شادترین سال زندگیمون باشه!

امسال باید خیلی خوب تر باشیم! خوبتر از همه ی روزای عمرمون... مهربون تر از همیشه...

امسال میخوایم عاشق باشیم! عاشق هر چیز کوچیک و دوست داشتنی... 
                                         میخوایم بدون بهونه و بی ریا عشق بورزیم...به هر چیزی! یا کسی...

امسال واسه شاد بودن دنبال بهونه نمیگردیم! لحظه های زندگی واسمون نشاط آورن!

و... و... و...


و خیلی از آرزوهای شخصی دیگه! آرزوهایی که نمیشه به کسی گفت! جاشون تو اون ته ته دلمونه!

چند قطره ای اشک میریزیم... برای کسایی که تو این سال از دستشون دادیم! واسه لحظه هایی که میتونستیم بهتر رقمشون بزنیم!  واسه کسایی که دوستشون داریم! واسه دلتنگی های گاه به گاه یا همیشگیمون! واسه سختیهای زندگیمون که ناگزیر از مبارزه باهاشون هستیم!  واسه ...
تا با دل پاک و صاف سال جدیدو شروع کنیم...

و با هم دلامونو Refresh کنیم! هيچ كينه اي از كسي رو از اين سال به سال بعد نبريم!
دوست داشتن انسانها رو ياد بگيريم...

توي اين يه سالي كه گذشت، خيلي اتفاقا افتاد! خيلي اتفاقا هم نيفتاد...
دلايي كه شكسته شدن! حرفايي كه گفته شدن ولي اي كاش...  كسايي رو خواسته يا ناخواسته از خودمون رنجونديم... و از كسايي رنجيده شديم...
اين خاصيت يه زندگي دسته جمعيه!

اما بيايد با هم... به حرمت اين لحظات پاك انتظار... همديگه رو از ته دلمون ببخشيم و بديهاي امسالو بعد از اينكه ازشون درس گرفتيم، فراموش كنيم!!!
و خوبياشو، كه بي گمان خيلي بيشتر از بديها بودن توي ماندگارترين قسمت دلمون حك كنيم تا براي هميشه، حتي براي ۱۰۰ سالگيمون فراموششون نكنيم!

دوستان خوب! شايد چند سال بعد، حسرت اين روزاي خوب و دوستاي ساده و بي ريامونو بخوريم! حتما اين طور خواهد شد!
چند سال بعد از دانشگاه و درس و خيلي از بچه هاي دانشكده فقط خاطره هايي تو ذهنمون به جا ميمونه! نه اينكه بي وفا باشيم! اما اين يه جبر ناعادلانه ي طبيعته!

پس همه با هم سعي مي كنيم سال ۸۷ رو بهترين و پرخاطره ترين سال عمرمون رقم بزنيم!

سالي كه قراره هيچ دلي رو نشكنيم!

سالي كه قراره اون قدر دلمون بزرگ باشه كه به اندازه ي دوست داشتن همه ي آدماي دنيا، چه برسه به هم دانشكده اي هامون ، توش جا باشه!

سالي كه خوبتر از هميشه باشيم و دستمون تو دستاي همديگه به سمت يه زندگي شاد، زيبا و سرشار از دوستي و صميميت پرواز كنيم!

 

 

پ.ن: اگه كسي يه عكس مناسب پيدا كرد اضافه كنه پايين پست!

 

نوشته شده توسط: ديوانه مهتاب