...
ساعت ۱ ظهر!
زنگ میزنم هتل که هماهنگ کنم هتلدار خونه باشه!
تلفن هتل! ... کسی بر نمیداره!
موبایل علیرضا...  جواب نمیده!

عصر قراره با فرشید تلپ بشیم تو هتل

 sms میزنم به علیرضا که حتما بهم زنگ بزن!
ساعت ۵ ! فرشید زنگ زده میگه کجایی؟
- دارم میرسم هتل!
--- علیرضا کجاست؟
- نمیدونم باید هتل باشه!
--- هر چی زنگ میزنم جواب نمیده! تلفن هتل... موبایل خودش... زنگ در خونه... از پنجره سنگ میزنم به شیشه ی اتاقش...

- حتما رفته اهر کلید یادش رفته بده  
--- پس بمونه واسه بعد!

حالا ساعت ۸ شده!  Dr.Alireza PP      زودي جواب ميدم... اولان بس سن هارديدين؟

اينم جوابش: زنگ وورموشدون؟ ياتميشديم!

باور كنين حداقل 10 بار به گوشي خودش و 10 بار به تلفن هتل زنگ زدم! فرشيد ميگه نيم ساعت مداوم در ميزدم و سنگ ميزدم به شيشه!

پ.ن 1: امروزم كه زنگ زدم هماهنگ كنم كه باز كاشته نشيم و آقا خواب باشه هي قطع ميكنه!
 sms ميدم كه هتل هستي عصر؟
ميگه الانم هتلم اما نميتونم حرف بزنم!!!  هستم بياين!
گمون كنم روزه ي سكوت گرفته باشه!

پ.ن 2: مهدي!
تو رو خدا زودتر برگرد...

"ديوانه مهتاب"