کلبه ی خودمانی !
خیلی ها فکر می کنن که ما تو این وبلاگ باید راجع به مسائل علمی مربوط به رشته ی تحصیلمون بنویسیم ، ولی از اسم بلاگ مشخصه که این جا حال و هوای دیگری داره ... شاید رنگ تنهایی ! رنگ دیوارهای این خونست ، شاید بوی غربت از سرتا پای این خونه به مشام میرسه ، شاید ماه هاست که رهگذری از مقابل خونه رد نشده ولی این ها دلیل نیست برای اینکه پرتو نور کوچکی که از گوشه ی پنجره روی سایه ها خطی از صمیمت فراموش شده رسم کرده را نادیده گرفت ...
یاد آهنگ مرحوم هایده میفتم :
" ...
برای کوچه غمگینم
برای خونه غمگینم
برای تو ، برای من
برای هر کی مثل ما داره می خونه
غمگینم..."
... بیاید یه لحظه چشمامونو ببندیم ! یه لحظه دستمون رو قلبمون بزاریم و فکر کنیم .. فکر کنیم به اینکه چرا مثل قبل نیستیم ... چرا خیلی هامون عوض شدن ؟ چرا مثل قدیما نظرات وبلاگ تا 30 ،40 بالا نمی ره ؟ چرا مثل اون روزها دور هم جمع نمی شیم ؟ چرا هر کسی یه گوشه ای کز کرده و سرش تو لاک خودشه ... ؟
چرا ما همون ورودی 85 نیستیم ؟ همون وروردی که اسمش رو زبون همه ی ورودی ها بود ؟ ! همون ورودیی که 2 ماه به 2 ماه میرفت اردو ...
نگید تقصیر فلانیه ... بگید تقصیر هممونه ! شاید هم ناگزیریم .. رسم زمونه اینه ...
+پاسخ به نظر جناب آقای The One ! :
... نظر رو که خوندم با خود گفتم دوباره شروع شد ... از همین می ترسیدم ! حدس میزنم کی باشی ! برات احترم قائلم ، از نظرت هم خیلی تشکر می کنم . پسر خوبم ! اون عکسا رو من دارم ، ولی من یادم نمی یاد کسی از من خواسته باشه که آقای طالب اون عکسا رو بزن به سی دی و بده به ما ! البته کلا روی هم 10 تا عکس بود ، در ضمن اون روزای اویل بعد اردو رو گوشیم بود ولی الان نیست ... ولی تو خودت خیلی بد عادت کردی .. اگه میخوای ما به تو ، به همه و دیگران به همدیگر اعتماد کنن خواهشا با اسم خودت نظر بده ...! فکر نمی کنی یکم بچه گانه باشه حرکتت ؟ 20سالمونه ، هنوز هم با اسم های عجیب غریب نظر میزاریم ... البته تقصیر تو نیست .. میدونم جو ورودی مون اینطوریه ! حرفاتو قبول دارم ... منم خودم از این ناراحتم که چرا این طور سرد با بلاگ خودمون برخورد میشه ..