- کارت شناسایی لطفا !

- عمرن اگه کارت دانشجوییمو نشون بدم ، حالا کارت تغذیه رو درمیارم تا هر چقدر میخواد شک کنه بکنه !

- آقا تیپ شما به دانشجو نمی خوره  !

- alaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaah....

بالاخره بعد از چندین هفته پامون به دانشکده باز شد . طبق قرار قبلی ارازل رو جمع کردیم . این بار نوبت خوش گذرونیه ...! یاهووو...!

 - آقا بحثی گوتارین گداخ ، نمیا ماشین گتریپ .

 حالا موقعه ی پیشنهاد و نظر دادن که کجا بریم .بعد از مدتی یک لامپ مهتابی بزرگ بالای سر دیوانه ی مهتابی روشن شد و کلمه ی کاملا ملموس " شاهگلی " از ارتعاش تارهای صوتی حلقوم دیوانه به وجود آمد ، و ما مثل اهرلی ها به سوی آردی جدید استاد هگرگری دوان شدیم ، این بار نوید خودش منو تا صندلی جلو همراهی کرد و کمربندمو بست تا اگگه خدای نکرده اتفاقی افتاد صورت من بیچاره سرویس بشه اما عاشقان دیوانگانند ! خیالی نیست دنیا رو ...

 من گفتم امروز شاهگلی یه خبریه ، وقتی رسیدیم دیدم چند تا جک و جوون ریختن و دارن مسابقه می دن ، ما هم وایستادیم تماشا

 در هنگام رد شدن یکی از ورزشکارها از جلوی ما :

 - جیر ، کفوووون ؟

 -  دالی تیر فیرلانیر !

 -هااا ! ماشاالله !

  رفتیم کنار استخر و منتظر شدیم تا مسابقه تموم بشه . مسابقه که تموم شد بعضی لاتون ندیده های آلمان نرفته خودشون به زور از وسط جماعت رد می کردن و می رفتن جلوی دوربین خبرنگارها ، واقعا آدم باید چقدر خودشو دچار خواری بکنه ؟ تا کی باید اینطوری بمونیم ؟ تا کی باید اهرلی باشیم ؟  همینه دیگه این همه عقبیم ! مملکتی که اینا قرار مهندسای برقش بشن خدا به دادش برسه.

اینا میان ایجا ورزش می کنن ، می دون ، فعالیت بدنی می کنن ، بچه ها ی ما هم می رن شاهگلی ورزش چشم ! یا هم به دنبال سوژه می گردن تا یکم بخندن . نگاه کنید این دو تا رو !

دیگه چی بگم ؟ هزار چشمه و خانم بابایی واقعا حق دارن ! این هم تفریحات پسرهای ما !

  نمونه ی تفریحات :

البته من و ممد یادش به خیر دوران جوانی با دوچرهخ میومدم شاهگلی بعدش هم چند دوری استخر رو می دویدیم و بعدش هم میرفتیم بالا پله ها ایرویبک کار می کردیم . عجب دورانی بود ، از صبح ساعت ۵.۵ بیدار می شدیم ، دیگه شده بودیم واسه خودمون ورزشکار ! یادش به خیر...حیف ثبت نام تموم شده بود والا منو ممد می ترکوندیم !

 

 وقت برگشتن از شاهگلی یا به زبان مردم بازاری " شانگلی " هوا ابری شد و بارون گرفت . اولش آروم آروم و رمانتیک و دونه دونه ( استعاره دارد به نوع ... ) می زد به تن خیابون . ما هم دستامون رو گذاشتیم تو جیب هامون و رفتیم تو حس و پیاد برمی گردیم . یااااااااااالله ! گدا یاواش ! اولان اونی کس !

   yeyhoooooo دیدیم بارون کم کم داره تبدیل میشه به تگرگ و سرعت ریزش به سرعت گردش سیاره ی ناشناخته ی سیس در منظومه ی تازه کشف شده ی "اهر بیر نفر" نزدیک میشه ! ( حالا حساب کنید این سیاره چه سرعتی داره وقتی دوره خودش می گرده ) ! آقا من کشیدم کنار ! دیدم نخیر این هگرگر  و مهتابی دلی (crazy) کم نمیارن . حالا ما مونده بودیم وسط ! نه می تونستیم فحششون بدیم ، نه دستمون جایی می رسید ، نه می تونستیم بمونیم ، نه حالمیون بود باید چی کار کنم . دیدیم کاری جز دیوانگی نداریم ! ما هم رفتیم و تا نوک انگشت های پا و تا ریشه های موهای پشت سر مون ( پشت مو ) خیس شد . حالا وقتش بود شلوارها رو بالا بزنیم ! ( خدا رو شکر از این مینی بوس های نیروی انتظامی از کنارمون رد نشد والا ما رو هم تا پاسگاه می رسوندن ! البته زیاد با ما کار ندارن اکثرا با خانم ها کار دارن ! جریمه ی شلوار کوتاه ۵۰۰۰۰ تومان ! )

 

 

 زیر باران باید رفت اما کو چتری که ببندیمشو بگیم آی جماعت ، آی اونایی که از تو تاکسی نگاه می کنید و میگید : " بولار اله بیر بیمارستان رازی دان گاچیپلار ! " به خدا ما به خاطر  این تیکه شعر ( چترها را باید بست ) این طوری رفتیم زیر بارون ! ولی خوب چترهامونو تو خونه جا گذاشته بودیم ! ( خلیلی جدی بحث سالماهااااااااا ! شوخلوخ الیرم !)

 

 بلییی ! معرف حضور همه هستند ! هگرگری با اون کفش های ۱۳ کاره که بیش تر شبیه یخ شکنه تا کفش  پرید وسط اون همه آب تمیز و همه ی ما رو ( به جز من ) خیس کرد !

 

 پ.ن : تو مسابقات دوچرخه سواری برای برنده شدن تو یه رقابت سالم باید دوچرخه سوارها با هم همکاری کنند و به نوبت سرعت بگیرن و برن جلو هوا رو برای بقیه باز کنن ! ما هم قصد داریم چنین رقابت سالمی داشته باشیم ! شنیدیم که tuee دوباره فعالیت خودشو شروع خواهد کرد . امیدوارم همکاری خوبی باهم داشته باشیم ! ما که جلو بودیم ، حالا نوبت شماست برین جلو و جا رو برا ما باز کنین ! بالاخره نوبت ما هم فرا می رسه !

پ.ن ۲ : خواهش می کنم بحث ۳۰یا۳۰ تو نظرات نکنین ! جای اینجور بحث ها تو تاکسی ها و اتوبوس ها و یا بعد از صرف ناهار تو خونه است ! ایجا هر چی نوشتم در حد شوخیه ! یادتون باشه بحث جدی رو با بحث ۳۰یا۳۰ یکی ندونین ! مرسی

 

 تا آپ بعدی بای  .