من نمی دونم چرا نمی تونم یه روز رو بدون ماجرا سر کنم. ماجرایی که می خوام باهاش سرتون رو درد بیارم مربوط می شه به یکی از روز های زیبای تابستونی که تاریخ دقیقی هم نداره چون تراویده معده مبارک خودمه.

من آرمان داشتیم فی الفلکه الکبیره عملیات مهم تعیین محیط این ابر میدان رو انجام می دادیم. بعد از اینکه اندازه گیری های لازم رو انجام ندادیم از روی حدس (معدتان مبارکتان هم در این حدس ما رو یاری میکردند) چند تا عدد به دست آوردیم و مشغول محاسبات پیچیده شدیم. در ضمن یادم رفت بگم که همه جا مثل همیشه شلوغ بود. یه لحظه من دور و برم رو نگاه نکردم بلکه از روی تشخیص معده فهمیدم که سر و صدا ها قطع شده. تا بیام به خودم بجنبم مامورای مبارزه با ارازل و اوباش من و آری رو گرفتتند.  دلتون بسوزه داشتند می بردنمون سوار الگانس کنند که دل خودمون بسوزه ما رو بردن که سوار مینی بوس کنند. در اون لحظه آرمان با یه حرکت چست وچابک می پریدم از سر جوی... ببخشید مثل اینکه خط رو خط شد. آرمان با یه حرکت خودش رو از دست مامور ها رها کرد و دِ برو که رفتش...

حالا من بدبخت مونده بودم تنها. دلم بسوزه چون حتی سوار مینی بوس هم نکردندم و منو پیاده تا پاسگاه بردند.

من رو که بردنم پاسگاه تازه فهمیدم که این ها اصلا پلیس نیستند ومامورهای CIA هستند. من رو بد جور شکنجه دادن تا ازم بازجویی کنند اما من دم به تله ندادم وپیچوندمشون.

راستی می خواین بدونین چه جوری؟ متن بازجویی رو بخونید و ببینید که انصافا هیچ چی لو ندادم!

نام و نام خانودگی؟

میلاد فرخنده

 نام مادر؟

اختر تابناک

نام پدر؟

کمال تعجب

شماره شناسنامه؟

روند

شما 11 سپتامبر چیکار میکردی؟

تخمین میزدم

مدرک هم داری؟

مدرک نداریم ، میخوای گوجه نذارم

کسب و خارت چیه؟

گیله مرد میل گرد فروشم

اهل کجایی؟

اهل کاشانم ، چشم هایم عسلی ، لبریز از عشق و صفا

آخرین بار کجا مخفی شدی؟

تو درایو C

چجوری؟

رایت کلیک کردم رو خودم ، Properties و بعدش Hidden

با کیا همدستی؟

آره

آره چیه ، میگم با کیا همدستی؟

آره، با کیا همدستم

کجا باهاش آشنا شدی؟

دم فندق فدقات سر کوچمون

چی شد بهم زدین؟

حاجت داشتیم

چرا افتادی تو این خط؟

جیبم سوراخ بود ، منم کوچیک بودم ، افتادم

چرا برنگشتی پیدا کنی خودتو؟

برگشتم نبود ، نگرد نیست.

حالا میخوای چیکار کنی؟

گفتم از خارج برام آه بیارن ، با ناله سودا کنم

تو زندگی قبلیت چی بودی؟

ترمز دستی اسکانیا

نظرت در مورد زندگی چیه؟

خودم تجربه نکردم ، چون من یه آدمم که بقیه دارن دورم زندگی میکنن، من فقط نگاه میکنم.

عجز بیشتر دوست داری یا لابه؟

خامه.

چرا ادامه تحصیل دادی؟

گوجه نداشتیم ، باید مدرک میگرفتم بجاش

شما دانشجو اید؟

بععععععععععععععععله!

خیله خوب می تونی بری

 

بچه ها ببخشید یه کم طولانی شد . امیدوارم شما دچاره همچین مخمصه هایی نشین.

تا پست بعدی و دیداری دگر پیاده برین ببینین من چی کشیدم...