خوب دلم واست بگه که دیروز چه بر این برق 85 گذشت .
اول یه هفته بریم عقب تر .یادش بخیر چه شبایی داشتیم .به امید دوباره آشنا نشدن با دکتر کشت مهر احیا نگه داشته بودیمو به زمین و زمان التماس می کردیم . آن شب ها گذشتو رسیدم به صبح پنچ شنبه .عجب سحرگاه شومی بود در طول 36 ساعت فقط 2 ساعت خوابیده بودم .از خونه که داشتم می زدم بیرون مامانم پرسید کجا میری که چون اصلا حوصله نداشتم ( در دو حالت نمی فهمم که دارم چی کار می کنم یکیش با زنگ تلفن از خواب بیدار شم یکیشم بی خواب باشم مثلا به کسی که غذا بهش نرسیده می خندم که چی بشه شو نمی دونم ) به سوال هایه بعدیش جواب بدم فقط گفتم ناهار بر میگردم .
قبل از امتحان واقعا جالب بود همه با تصور اینکه می تونن یه 10 نمره ای از نیک مهر کش برن داشتن ولی تصورمون به توهم تبدیل شد . یه صحنه ی خیلی جالبی که قبل از امتحان من دیدم این عکس پایینی بود . (فرشید خوشوم گلیپ گویموشام سوزون وار؟)درست حدس زدید حدستون کاملا غلطه . میگم ظاهر بینید می گید آره . فرشید با اون عظمت علمیش که واسه همه ثابت شده است با تسبیحش داشت ذکر" مننننننن ...(پپپپپپپپفک یمیشم !!!) الکترو گتوموشم " رو زیر لب زمزمه می کرد .
جل ال خالقین ایش لرین گوروسن .

تا اینکه امتحان تموم شدو از دانشگاه زدیم بیرون و یه جایه توپ پیدا کردیم و این دفه به صورت گروهی (گروه کر ) مشغول گفتن ذکر " مننننننننننن ... (پپپپپپپپپپپپفک یمیشم !!!) الکترو گوتوموشم " شدیم . چه حاله اساسی داد .
و اما ماجرایه دیروز خیلی جالب بود .
همه یه هفته مدار ترکوندن تا دیگه مشروطی رو با 16 17 گرفتن تو مدار ببندنو 20 واحد ترم بعدو حال کنن ولی افسوس که این دفه رو توهم هم نمی شه به حساب آورد.
راستش دیگه حوصله ی نوشتن ندارم دارم از بی خوابی می میرم (جریان عروس اویناماخ باشرمرده ) بقیه ماجرا بهتون الهام میشه لازم به گفتن من نیست فقط عکساشو می ذارم .

نوشته شده توسط :نوید
اول یه هفته بریم عقب تر .یادش بخیر چه شبایی داشتیم .به امید دوباره آشنا نشدن با دکتر کشت مهر احیا نگه داشته بودیمو به زمین و زمان التماس می کردیم . آن شب ها گذشتو رسیدم به صبح پنچ شنبه .عجب سحرگاه شومی بود در طول 36 ساعت فقط 2 ساعت خوابیده بودم .از خونه که داشتم می زدم بیرون مامانم پرسید کجا میری که چون اصلا حوصله نداشتم ( در دو حالت نمی فهمم که دارم چی کار می کنم یکیش با زنگ تلفن از خواب بیدار شم یکیشم بی خواب باشم مثلا به کسی که غذا بهش نرسیده می خندم که چی بشه شو نمی دونم ) به سوال هایه بعدیش جواب بدم فقط گفتم ناهار بر میگردم .
قبل از امتحان واقعا جالب بود همه با تصور اینکه می تونن یه 10 نمره ای از نیک مهر کش برن داشتن ولی تصورمون به توهم تبدیل شد . یه صحنه ی خیلی جالبی که قبل از امتحان من دیدم این عکس پایینی بود . (فرشید خوشوم گلیپ گویموشام سوزون وار؟)درست حدس زدید حدستون کاملا غلطه . میگم ظاهر بینید می گید آره . فرشید با اون عظمت علمیش که واسه همه ثابت شده است با تسبیحش داشت ذکر" مننننننن ...(پپپپپپپپفک یمیشم !!!) الکترو گتوموشم " رو زیر لب زمزمه می کرد .
جل ال خالقین ایش لرین گوروسن .

تا اینکه امتحان تموم شدو از دانشگاه زدیم بیرون و یه جایه توپ پیدا کردیم و این دفه به صورت گروهی (گروه کر ) مشغول گفتن ذکر " مننننننننننن ... (پپپپپپپپپپپپفک یمیشم !!!) الکترو گوتوموشم " شدیم . چه حاله اساسی داد .
و اما ماجرایه دیروز خیلی جالب بود .
همه یه هفته مدار ترکوندن تا دیگه مشروطی رو با 16 17 گرفتن تو مدار ببندنو 20 واحد ترم بعدو حال کنن ولی افسوس که این دفه رو توهم هم نمی شه به حساب آورد.
راستش دیگه حوصله ی نوشتن ندارم دارم از بی خوابی می میرم (جریان عروس اویناماخ باشرمرده ) بقیه ماجرا بهتون الهام میشه لازم به گفتن من نیست فقط عکساشو می ذارم .

نوشته شده توسط :نوید
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۶ ساعت 3:59 توسط تنها ماندگان
|