رنگین کمون
مثل یک رنگین کمون هفت رنگ
سرگذشت زندگیمون رنگ رنگ
ای صمیمی ای قدیمی هم قطار
بر دل شب شبنم عشقی بکار
شهر شب با مردم چشمک زنش
غصه هامون ریخته تو دامنش
ازدحام کوچه های بی کسی
پر شد از یک بغل دلواپسی
این منم دلواپس بود و نبود
از غم ای کاش ها چشمم کبود
تا به کی از آرزو هامان جدا
با تو هستم با تو هستم ای خدا
سجاده عشقم همیشه باز باز
جانمازم چشمه لطف خداست
همزبونی ها اگه شیرین تره همدلی از هم زبونی بهتره!
پ.ن.اینو حفظ بودم کپی نکردم! و تا سال آینده این آخرین پست بود.امیدوارم با حرفام ناراحتتون نکرده باشم.نظرخواهی هم فعاله.دو تا نظر اولم مال خودمه!
قابل توجه هوشنگ خان!مرسی و خدا نگهدار![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 14:58 توسط تنها ماندگان
|